الشيخ محمد علي الگرامي القمي
119
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى)
ربّه فغوى » حرف شيعه توجيه نيست ، معصيت يعنى نافرمانى ، نافرمانى يعنى خلاف قانون ، امّا كدام قانون ؟ آدم اگر خلاف قوانين معمولى كرده باشد ، اين يك گناه است ، از اين گناههاى حقوقى و جزائى ، واجبات و محرمات فقهى ، امّا هر گناهى كه مضرّ به عصمت نيست ، مضرّ به نبوت نيست ، گناه در اين قوانين معمولى مضرّ است ، اما گناه در قانون عشق ، گناه در قانون مربوط به ابهت و عظمت سلطه ، گناه در قانون حب ، مضرّ به عصمت كه بايد پيامبران داشته باشند نمىباشد . يك سلسله قوانين و احكام جزو پايينترين قوانين است ، قوانين واجب و حرام ، ظاهر شريعت است ، اينها جزو كلاس اول و ابتدائى قوانين تكامل ، و پايينترين قوانين است . بالاتر از اين قوانين ، قوانين حب است ، قوانين تعظيم و بزرگداشت است ، اينها درجاتش فرق مىكند و هر قانونى خود يك حساب ديگرى دارد در قانون حبّ و عشق ، صرف غفلت از حضور گناه بزرگى است . همان است كه عاشقى در حضور معشوق از يك گل و زيبائيش تعريف نمود ، معشوقه رنجيده گفت : رخسار من اينجا و تو بر گل نگرى ؟ ! اينها توجيه نيست ، واقعيت است پس اينها را شيعه توجيه نمىكند . بلكه آن واقع كلمهء « و عصى » است يعنى عصيان آدم مربوط به نافرمانى در اين قوانين كيفرى و مانند آن نيست . ابن ابى الحديد